• کسب‌وکارتان موجودیتی مستقل نیست بلکه ارگانیسمی پویا و زنده است. برندتان نیز همین‌طور. همسویی نه سازگاری، بنیان و اساس برند زنده و پویا است.
  • برند زنده و پویا، نمایشی بی‌پایان است و هر شخصی در شرکت یک هنرپیشه است. مردم هر وقت که برند را تجربه می‌کنند، نمایش را می‌بینند و سپس آن را برای دیگران تعریف می‌کنند.
  • هر همکار و حامی برند، باید یک برندومتر شخصی ضدضربه تهیه کند. هیچ تصمیمی نباید بدون پرسیدن سؤال «آیا این تصمیم به برند کمک می‌کند یا صدمه می‌زند؟» گرفته شود.
  • اهمیت رو به رشد برند دارای جنبه‌ای مهم است که مورد غفلت واقع‌شده است: آن جنبه آسیب‌پذیری رو به رشد آن است. عرضه‌ی ناکام و شکست‌خورده، افت کیفیت یا شایعات ننگین می‌توانند به اعتبار برند خدشه وارد کنند.
  • هرچه کار برند به‌طور اشتراکی‌تر انجام می‌شود و افراد بیش‌تری در آن دخیل می‌شوند، امور آن نیازمند مدیریت متمرکزتری می‌شود. عمل برندینگ در آینده نیازمند مدیران ارشد برند قوی است که بتوانند برند را در درون شرکت هدایت و نظارت کنند.
  • برندینگ فرایندی است که می‌تواند مطالعه شود، تجزیه‌وتحلیل شود، آموخته شود، آموزش داده شود، نسخه‌برداری و مدیریت شود. مستندسازی و انتشار دانش برند و انتقال کل آن به هر مدیر و همکار جدید، وظیفه‌ی مدیران ارشد برند است.
  • هر دور پیچیدن حول چرخه‌ی برندینگ، از تمایز تا فرهنگ‌سازی، برند را از تبدیل‌شدن به کالای عادی دورتر می‌کند و به مزیت رقابتی پایدار نزدیک‌تر می‌کند.

انتهای مطلب/ لینک محتوا

همچنین بخوانید:   تکنیک نردبانی جایگاه سازی برند