پیش از اینکه به بیان تعاریف بازاریابی (بازاریابی ترجمه مناسبی برای MARKETING نبوده و معادل صحیح همان مارکتینگ می باشد و اساسا منظور از بازاریابی، فروش و ویزیتوری می باشد) بپردازیم باید یادآور شویم که گاهی اوقات دیده می شود که برخی افراد بر اساس نقش خود در فرآیند بازاریابی، به تعریف آن می پردازند. اگر قرار باشد تعریفی شفاف از بازاریابی داشته باشیم باید بیان کنیم که بازاریابی یک راهبرد سازمانی است از مجموعه فرآیندهایی جهت برقراری ارتباط و ارائه ارزش به مشتریان به گونه ای که منافع مشتریان، کارکنان، سهامداران و جامعه تأمین گردد. در ادامه به نقل سایر تعاریف می پردازیم؛

  1. بازاریابی، علم و هنر کشف، خلق و تولید ارزش برای ایجاد رضایت در بازار هدف با تمرکز بر سودآفرینی است. بازاریابی نیازها و خواسته های تحقق نیافته را شناسایی می کند. بازاریابی یعنی تعریف، اندازه گیری و تعیین بزرگی بازار شناسایی شده و میزان استعداد سودآوری آن بازار؛ براساس این تشخیص که یک کسب و کار قادر است تا در کدام بخش از بازار بهترین عملکرد را داشته باشد، «بازاریابی» با طراحی و ارتقای خدمات و محصولات متناسب با بازار مورد نظر نقش آفرینی می کند. ” فیلیپ کاتلر”
  2. بازاریابی فرایندی است استراتژیک، چندوجهی و تاکتیکی که به فروش خدمات مشتریان و حفظ و نگهداشت مشتری کمک می کند. گام های اولیه ی بازاریابی شامل شناسایی مخاطبان هدف، توسعه استراتژی بازاریابی/ارتباطات است و معمولا روش ها و کانال های متعددی مانند تبلیغات، روابط عمومی، بازاریابی محتوا، رسانه های چاپی و دیجیتالی، برگزاری رویدادها و…به اندازه گیری و ارزیابی نتایج می پردازند و فرایند بررسی اطلاعات و تغییرات و توسعه بازار به طور پیوسته مورد بازبینی قرار می گیرد. بازاریابی می تواند حلقه ی بازخورد میان سازمان و خریداران احتمالی و مشتریان را تشکیل بدهد. حلقه ای که به آگاهی و پیشرفت کسب وکار کمک می کند. “ربکا لیب”
  3. بازاریابی چتری است که تحقیقات، برندسازی، روابط عمومی، تبلیغات، پاسخگویی مستقیم، ترفیع و تبلیغات، وفادارسازی، ایجاد تقاضا و … را پوشش می دهد.” آن هولند”
  4. بازاریابی تعاملی دوسویه و ارزش آفرین است میان مشتری و بازاریاب و از طریق ارایه ی محصول و خدمات مناسب به مشتریِ هدف که برای رفع نیازهای او با استفاده از ابزارهای خرید و تعامل مناسب شکل می گیرد. مکالمات بازاریابی روایتی است از محصول و خدمات شما به مشتری که او را طی گفتمان صحیح با شرکت پیوند می دهد. این گفتگومان درست شامل گوش سپردن، مشارکت، وابستگی و ارتباط و نهایتا خرید می شود.” جری لنتزم”
  5. بازاریابی فرآیندی است مجتمع با کانال های ارتباطی چندگانه (آنلاین و آفلاین) که مبتنی بر مشتری مداری است و به تعریف، بخش بندی، دسترسی به مشتری بالقوه و متقاعد کردن او برای خرید محصولات و خدمات می پردازد. این فرایند با تجزیه و تحلیل معیار های مختلف برای بازبینی استراتژی ها همراه است؛ بازبینی و اصلاحات برای تکرار فرایند با هدف بهینه سازی میزان بازگشت سرمایه لازم است. ” شارون موستین”
  6. بازاریابی یعنی برند سازی کنید و دیگران را متقاعد کنید که برندتان یعنی محصول، خدمت و شرکت شما بهترین است و از رابطه ای که میان شما و مشتری شکل گرفته است، حفاظت کنید. “مارجوری کلی من”
  7. بازاریابی علم و هنر قانع کردن خریدار بالقوه برای خرید از شرکتی است که مسئول ایجاد پیامی متقاعد کننده است. این پیام از طریق کانال ها و راه های ارتباطی هدف گیری شده با دسترسی و تکرار مناسب، خریداران بالقوه را در چرخه ی خرید همراهی می کند. چرخه ی خرید شامل این مراحل است: توجه، علاقه مندی، تمایل و خرید. ” پل موسنسون”
  8. بازاریابی تعریف فرصت های کسب و کار، شناسایی مشتریان سودآور و محصول/خدماتی است که نیازهای مشتری را رفع می کند و موجب شکل گیری ارتباط میان مشتری و شرکت می شود. بازاریابی با پاسخگویی به تقاضای مشتریان، محصول یا خدمات شرکت برای ایجاد ارتباط با مشتری را ارزش آفرینی می کند. ” آن مارشمن”
  9. بازاریابی کمک کردن به مردم برای خرید محصول و خدمات شما است. “جیسن فالز”
  10. بازاریابی یعنی کشف آنچه که مشتری بالقوه می خواهد و تقاضا می کند. و پاسخ گویی به این خواسته به طور مؤثرتر و کاراتر نسبت به سایر رقبا. “پل کولاویس”
  11. بازاریابی علم و هنر تولید، ایجاد رضایت و حفظ مشتریان است و همه این ها در ضمن سودآوری و ارزش آفرینی شکل می گیرد. بازاریابی به هر روی، قوانین و وظایف را در هم می آمیزد. بازاریابی باید بالاترین استانداردهای اخلاقی را نیز رعایت کند. مثلا به محیط زیست احترام بگذارد و برای تبدیل شدن دنیا به مکانی بهتر باری زندگی تلاش های لازم را به انجام رساند.” ماکس کلایوف”
  12. بازاریابی علت حضور شما در زمین بازی را تعیین می کند و به تمام پرسش های دشوار پاسخ می دهد. در گام بعدی باید برنامه ای طراحی بشود و در آن انتظارات ویژه در مورد فروش مطرح بشود و نیز به طور واضح به جلب رضایت توجه بشود. شور و اشتیاق نمی تواند جایگزین برنامه ریزی بشود. برای رسیدن به اهداف تان همیشه با درصدی از بحث ها و تنش ها رو به رو خواهید بود. با بحث ها و پیگیری تضادها می توانید گروه تان را به سمت پیشرفت هدایت کنید. خطر کنید و از اشتباه کردن نترسید. یادتان باشد هیچ کس تا به حال به خاطر خطا در کمپین بازاریابی فنا نشده است. اگر خواهان رشد هستید باید خطر کنید. کسب و کار خود را در فضا و حال و هوایی تازه مدیریت کنید. “جفری هیزلت”
  13. بازاریابی در نهایت مسئول ارزش آفرینی از طریق برند یعنی وجهه استراتژیک کسب و کار شما است. برای رسیدن به این هدف، بازاریابی مخاطب هدف و جذاب ترین بخش های بازار را که قابلیت رشد دارند، شناسایی می کند. بازاریابی باعث می شود، سازمان جایگاه متمایز و ارزش آفرین برند را تعریف کند و آن را در هر نقطه ی ارتباطی با مشتری تحت نظر بگیرد. بازاریابی به شما اطمینان می دهد که پیشنهادی متمایز و متقاعدکننده به مشتری هدف ابلاغ شده است. بازاریابی پاسخگوی رشد شرکت شما است و توانایی شناسایی و تأمین مشتریان جدید را دارد. بازاریابی به پیشنهادات تازه می پردازد و رشد سودآور بازارهای تازه را در نظر می گیرد.”کتی هالیگان”
  14. بازاریابی فرایندی است که در آن هر شرکت نیازهای مشتریان را به درآمد تبدیل می کند. “مارک بورجس”
  15. بازاریابی یعنی روایتی جالب توجه از کسب و کار خود برای جلب نظر مشتریان، شرکا، سرمایه گذاران، کارکنان و همه ی افرادی که با شرکت در تعامل هستند. این روایت شما به مشتری کمک می کند که تصمیم بگیرد آیا به محصول شما به عنوان یک کالای خوشایند نگاه کند یا از آن تصویری از یک کالای ضروری ناخوشایند در ذهن خود داشته باشد. این شیوه ی تعامل افراد با برند شما است. این در حقیقت تاثیر واقعی برند شما در آغاز ارتباط، میانه ی راه و در پایان رابطه با مشتری است. “جف کالتر”
  16. بازاریابی یعنی خشنود کردن مصرف کننده، مشتری یا کاربر با ایجاد کسب منفعت یا دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده است. “استیو دیکستاین”
  17. بازاریابی، در حقیقت برندینگ، انتخاب نام، قیمت گذاری و ایجاد پلی است میان رسانه هایی که در ازای استفاده از آنها هزینه می دهیم و رسانه هایی که از آنها درآمد نیز کسب می کنیم. بازاریابی، فروش نیست. “جنی دیتریش”
  18. بازاریابی یعنی کالاهایی که مرجوع نمی شوند و مشتریانی که دوباره برای خرید محصول ما باز می گردند. “استیو داوسن”
  19. بازاریابی یعنی ایجاد ارتباط میان مشتری و محصولات، برند و کسب و کار شما به طریقی که مشتری تمایل داشته باشد محصول شما را بخرد. یا همان طور که رجیس مک کنا می گوید: بازاریابی یعنی همه چیز. ” سم دکر”
  20. بازاریابی یعنی زنجیره ای از اقدامات، تمهید روش های متداول، و فرایندی شامل خلق، برقراری ارتباط، ارائه، و نیز تبادل موارد پیشنهادی که از منظر مشتریان، ارباب رجوع، شرکای تجاری و در نگاه کلان کل جامعه دارای ارزش است. “انجمن بازاریابی آمریکا”
همچنین بخوانید:   استفاده از مشتریان برای شناسایی نیازهای برآورده نشده

انتهای مطلب/