استراتژیست ها به چشم‌انداز، ابزار و مفاهیم جدید و تصفیه‌شده‌ای نیاز دارند. به‌ویژه باید قابلیت‌هایی را در ۵ وظیفه مدیریتی ایجاد کنند که در این مطلب به ذکر این وظایف می‌پردازیم، با هورموند همراه شوید؛

تحلیل استراتژیک: امروزه بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات مشتریان، رقبا و روندهای تأثیرگذار بر بازار نیاز است. به‌علاوه لازم است که اطلاعات پیوسته باشد و تنها به چرخه برنامه‌ریزی محدود نشود زیرا برای واکنش مناسب، کشف به‌موقع تهدیدها، فرصت‌ها، مسائل استراتژیک یا ضعف‌های نوپدید، بسیار تعیین‌کننده است. توانایی پیش‌بینی روندها، برآورد آثار و تشخیصشان از مدهای زودگذر، امتیاز ویژه‌ای به همراه خواهد داشت. این بدان معنا است که برای کسب اطلاعات، پالایش آن‌ها و تبدیل آن‌ها به تحلیل‌های قابل‌پیگیری، به سرمایه‌گذاری در منابع و توسعه قابلیت‌ها نیازمندیم.

نوآوری: مطالعات تجربی بسیاری نشان داده‌اند که توانایی نوآوری یکی از کلیدهای پیروزی موفقیت‌آمیز در بازارهای پویا است. بااین‌حال، نوآوری ابعاد و چالش‌های متعددی دارد که عبارت‌اند از: ۱) چالش سازمانی یعنی ایجاد بستری که از نوآوری پشتیبانی کند. ۲) چالش پورتفولیوی برند، یعنی کسب اطمینان از اینکه نوآوری در تصاحب شرکت باشد نه‌تنها جرقه‌ای با عمر کوتاه در بازار. ۳) چالش استراتژیک، یعنی ایجاد آمیخته‌ای صحیح از نوآوری‌ها در طیفی از نوآوری‌های تدریجی و تحول‌آفرین. ۴) درنهایت چالش اجرا؛ بسیار ضروری است که بتوان نوآوری‌ها را به محصولات قابل‌عرضه به بازار تبدیل کرد. شرکت‌های بسیاری را می‌توان نام برد که صاحب نوآوری بودند اما فرصت واردکردن آن به بازار را در اختیار دیگران قرار داده‌اند.

کسب‌وکارهای چندگانه: امروزه به‌ندرت شرکت‌هایی یافت می‌شوند که واحدهای کسب‌وکار مختلفی را که بر اساس کانال‌ها و کشورها یا طبقه‌ها و زیر طبقه‌های محصول تعریف‌شده‌اند، اداره نکنند. «عدم تمرکز» شکلی سازمانی با قدمت یک قرن است که پاسخ‌گویی، درک عمیق از محصول یا خدمت، نزدیک بودن به مشتری و عکس‌العمل سریع را به همراه می‌آورد. بااین‌حال، واحدهای کسب‌وکار کاملاً مستقل و خودمختار، می‌توانند به تخصیص نادرست منابع، فعالیت‌های تکراری و زائد، مشکل در به دست آمدن هم‌افزایی‌های بالقوه میان کسب‌وکارها و برندهای آشفته منجر شوند.

همچنین بخوانید:   مدیریت استراتژیک بازار

خلق مزیت‌های رقابتی پایدار: خلق مزیت‌های استراتژیکی که در بستر بازارهای پویا و واحدهای کسب‌وکار پراکنده، واقعاً پایدار باشند، چالش زا است. رقبا به‌سرعت محصولات و خدمات ارزشمند برای مشتریان را کپی می‌کنند. چه چیز در بازارهای پویا منجر به ایجاد مزیت رقابتی پایدار می‌شود؟ از سنگ بناهای ممکن می‌توان به توسعه دارایی‌هایی نظیر برندها، کانال‌های توزیع یا پایگاهی از مشتریان و شایستگی‌هایی چون مهارت‌های فناوری اجتماعی یا تخصص در حمایت‌ها اشاره کرد. عامل دیگر، بهره‌گیری از نیروی هم‌افزایی سازمانی ناشی از کسب‌وکارهای چندگانه است که کپی کردن آن از کپی کردن محصول یا خدمتی جدید بسیار دشوارتر است.

توسعه پایگاه‌های رشد: رشد برای زنده ماندن و سلامتی تمام سازمان‌ها امری ضروری است. در محیطی پویا، توسعه سازمان به روش‌های خلاقانه، عنصری حیاتی برای ربودن فرصت‌ها و انطباق با شرایط متغیر خواهد بود. رشد هم می‌تواند از طریق احیای کسب‌وکارهای محوری و تبدیل کردن آن‌ها به پایگاه‌های رشد و هم با ایجاد پایگاه‌های کسب‌وکار جدید به دست آید.

انتهای مطلب/ لینک محتوا