به اعتقاد برخی از متخصصان مارکتینگ، اعمال تغییر در مدل‎های عملیاتی در پیاده‏‎سازی “بازاریابی در لحظه” ضروری است. تمرکز واحد بازاریابی بر سه مؤلفه زیر زمینه‎های تحول در بازاریابی در لحظه را فراهم می‎کند:

  1. تغییر مدل عملیاتی: استفاده از مدل عملیاتی مناسب، پیاده‎سازی استراتژی بازاریابی را امکان‏پذیر می‎کند. برای پشتیبانی از قابلیت‎های بازاریابی در لحظه، سازمان باید از یک مدل عملیاتی دیجیتال که همچون پلی به‌سوی بهترین مشتریان عمل می‎کند، استفاده کند. توان برنامه‎ریزی بهتر، پیاده‌سازی و بهینه‌سازی از مهم‌ترین ویژگی‌های موردنیاز هر مدل عملیاتی در بهره‎برداری از قابلیت‎های بازاریابی لحظه‌ها است. مدل باید به‌صورت عملیاتی صنعتی شود تا از عملکرد مناسب طرح‌های بازاریابی در استفاده از داده‎های مربوط به تقاضاهای در حال تغییر مشتریان و روند رایج در بازار اطمینان حاصل شود.
  2. پشتیبانی از برنامهریزی مستمر: پشتیبانی از قابلیت‎های بازاریابی در لحظه افزون بر این، مستلزم برنامه‌ریزی مستمر برای استفاده از رویکردهای بهینه‎سازی آمیخته رسانه و اسناد دیجیتال است. چارچوب‎های ارزیابی باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که تصمیمات بودجه‎بندی در کانال‎های مختلف با چرخه‎های برنامه‎ریزی بازاریابی مختلف سازگاری داشته باشند. این ویژگی سازمان را قادر خواهد ساخت تا زمان و مکان سرمایه‎گذاری‎های تبلیغاتی در رسانه‏های مختلف از قبیل تلویزیون، رادیو، ایمیل، تلفن همراه و شبکه‎های اجتماعی را شناسایی کنند.
  3. ارزیابی مجدد نتایج: به‌منظور کاهش هزینه‎ها و ناکارآمدی، واحدهای بازاریابی پیشگام به‌واسطه ارزیابی ارزش کمپین‏های تبلیغاتی و نظارت بر منافع آن‌ها، از نگرشی کامل نسبت به عملکرد خود برخوردار هستند. به این منظور از معیارهای کلیدی برای کپی‎برداری و تمرکز بر موضوع شناسایی و بهبود استفاده می‎کنند. آن‌ها از معیارهای خاص و قابل‌سنجش برای نظارت بر تمامی دارایی‎های کمپین‎های خود از قبیل شرایط حضور در بازار، هزینه‎های کیفی، تعداد ساعات کارشده و … استفاده می‎کنند.
همچنین بخوانید:   بازاریابی دیجیتال در گردشگری

کمپین‎های تبلیغاتی سراسر جهان در سال ۲۰۱۵، ۶۰۰ میلیارد دلار را به خود اختصاص داده‌اند. همه می‏توانند در سرمایه‎گذاری‎های خود ریسک کنند یا می‎توانند به کمک بازاریابی در لحظه به بازنگری در اثربخشی و کارآمدی مدل‏های بازاریابی خود برای خلق ارزش‎های جدید روی‌آورند. این امر در گرو توسعه و ارائه به‌موقع هر آن چیزی است که نیاز مشتری است. در محیطی که مشتریان آن ادراک قابل‌توجهی از تحولات اطراف خوددارند و هر دلار اختصاص داده‌شده به فعالیت‎های بازاریابی ارزشمند است، ضرورت تصمیم‎گیری برای تحول در بازاریابی و بازنگری در ساختار واحد بازاریابی امری غیرقابل‌چشم‌پوشی است. در این میان، حتی تصور تحولاتی که به‌واسطه رواج روش‎های بازاریابی نوظهور پدید می‌آیند، هیجان‎انگیز خواهد بود.

انتهای مطلب تحول در بازاریابی/ لینک محتوا