02177946669 | 09109200500 info@damaavand.com

گروهی از بچه‌ها در نزدیکی دو ریل راه‌آهن، مشغول به بازی کردن بودند. یکی از این دو ریل قابل‌استفاده بود ولی آن دیگری غیر قابل‌استفاده. تنها یکی از بچه‌ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیر قابل‌استفاده خوابش برد. سه بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان‌جا خوابشان برد. قطار در حال آمدن بود و سوزنبان تنها می‌بایست تصمیم صحیحی بگیرد. سوزنبان می‌تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیر قابل‌استفاده هدایت کند و از این طریق جان ۳ فرزند را نجات دهد و یک کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می‌تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.

سؤال: اگر شما به‌جای سوزنبان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می‌گرفتید؟
بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات سه کودک انتخاب کنند و یک کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته ازنظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیحی به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی چطور؟
در این تصمیم، آن‌یک کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک، بازی کنند، قربانی می‌شود.

این نوع معضل در بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌ها اتفاق می‌افتد، اقلیت عاقل و بی‌گناه قربانی اکثریت نادان می‌شوند. کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید. کودکی که ریل ازکارافتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی‌کرد که روزی مرگش این‌گونه رقم بخورد. اگرچه هر ۴ کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن ۳ کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد.

همچنین بخوانید:  گردش مالی فروشگاه های زنجیره ای به 15 هزار میلیارد تومان رسید

اما با این تصمیم عجولانه سوزنبان (مدیر) نه‌تنها آن کودک بی‌گناه وعاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران نیز به خطر افتاد. زیرا ریل ازکارافتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن ۳ کودک نادان نبود. مسافران قطار را می‌توان به‌عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران را همان سوزنبانی در نظر گرفت که می‌تواند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کند.

گاهی در نظر گرفتن اشتباهی منافع اکثریت که به‌اشتباه تصمیمی گرفته‌اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر و ورشکستگی سازمان است.