خندوانهخندوانه در روزهای پایانی فصل دوم نمایشش، در نقطه ای قرار گرفته که دیگر می توان بدون کمترین تردیدی آن را موفق ترین برنامه طنز تلویزیون ایران طی چند دهه اخیر نامید. اکنون نام خندوانه بزرگتر از نسیم است. شبکه تازه تاسیس نشاط و سرگرمی که خود محصول نگرش جدید به امر تاسیس شبکه های تلویزیونی است، به مدد حمایت از رامبد جوان و میدان دادن به این هنرمند خلاق و کلیشه شکن توانسته است روز به روز حضور خود در خانه های ایرانیان را گسترش دهد و حتی جای خود را در میان فارسی زبانان خارج از مرزهای ایران باز کند.

خندوانه و رامبد جوان این روزها به بهانه حاشیه سازی برخی جریانات سیاسی و تلاش آن ها برای بهره برداری از یک رقابت جذاب کمدی در کانون توجه رسانه های مکتوب و مجازی قرار گرفته است؛ بدین ترتیب رسانه هایی که پیش از این با وجود درخشش خندوانه و رامبد جوان تحرک چندانی برای بررسی علل موفقیت خندوانه و در عین حال خدمات اجتماعی آن از خود بروز نمی دادند یک شبه رویکردشان زیر و رو شد.

ماجرا از آنجایی شروع شد که یک کاریکاتوریست اصلاح طلب با انتشار مطلبی در اینستاگرام خواستار این شد که دنبال کنندگان صفحه اش در رقابت بین امیر مهدی ژوله و امین حیایی، به گزینه نخست رای دهند زیرا بازی چند سال قبل امین حیایی در فیلم سینمایی قلاده های طلا به مذاق فرد مذکور و جریان سیاسی محبوبش خوش نیامده است.

بدیهی است که نمی توان حق چنین اظهارنظری را از هیچکس سلب کرد، در عین حال کاملا روشن است که سیاسی کردن یک رقابت کمدی تا چه اندازه پیش پافتاده و سطحی است. در ادامه این مساله با واکنش گسترده رسانه های دیگر رو برو شد. آن ها با این استدلال که فلان جریان به دنبال بهره برداری سیاسی از یک برنامه تلویزیونی است، زنجیره ای از واکنش ها را به نمایش گذاشتند و به تجلیل از امین حیایی به دلیل بازی در قلاده های طلا پرداختند؛ آن ها کوشیدند با بزرگنمایی و دستمایه قرار دادن اقدام سطحی یک کاریکاتوریست، حالِ جریان سیاسی رقیب را جا بیاورند. در واقع این رسانه ها نیز خود صورت دیگری از بهره برداری و تسویه حساب سیاسی با سوء استفاده از یک برنامه موفق را به نمایش گذاشتند، این بار اما در سطحی وسیع تر.

خندوانه چیست؟

خندوانه در فرم و محتوا کاملا کلیشه شکن و مخالف وضع موجود است؛ مساله ای که باید آن را مهمترین عامل موفقیت این برنامه دانست.

در ساحت محتوا، خندوانه بر خلاف گفتمان مسلط در فضای سیاسی و اجتماعی کشور، به صورت جدی میهن ستا و علاقه مند به بروز رفتارهای ناسیونالیستی است، با این وجود نه شعار می دهد و نه گارد می گیرد. در فضایی که از مجاری گوناگون به هر دلیل کوشیده می شود ویروس نا امیدی و ناتوانی به لایه های اجتماعی تزریق شود، خندوانه از امید به آینده و افتخار به ایرانی بودن حرف می زند. مردم در خندوانه خبر بد نمی شنوند، بلکه می آموزند هیولای بدی ها و کاستی ها را نخست به سخره بگیرند و بخندند و سپس برای حل آن چاره بیاندیشند. چالشی که رامبد جوان با جریانات منفی باف ایجاد می کند، عامل اصلی در جلب توجه مردم و القای حس متفاوت بودن است.

همچنین بخوانید:   بازار خودرو همچنان در رکود

خندوانه حامی جدی سنت های ملی و مذهبی است اما مرتجع نیست. پرداختن خندوانه به ارزش هایی چون دفاع مقدس و مناسبت های ملی و مذهبی به وضوح فراتر از بخشنامه های صدا و سیما و در عین حال کاملا ابتکاری و غیر کلیشه ای است.

برنامه رامبد جوان پاسدار زبان فارسی است، در این برنامه مردم هرگز واژگان بیگانه ای چون “وله”، “پلی بک”، “آیتم” و … را نمی شنوند، به جای آن دست جمعی می گویند “بریم، بیایم”، حتی تلاش می شود “ایستاده با طنز” و “خنداننده” به آرامی جایگزین “استند آپ کمدی” و “کمدین” شود، فراتر از آن خارجی هایی که توسط بنیاد سعدی زبان فارسی می آموزند، دست جمعی برای ادای احترام به زبان مادری ایرانیان به این برنامه دعوت می شوند. یکی از دل نشین ترین برنامه های خندوانه با حضور پهلوانان زورخانه ای و باستانی کارها رقم می خورد، در عین حال دلیلی برای خودداری از پرداختن به ورزش های رزمی کمتر شناخته شده و وارداتی آسیای شرقی وجود ندارد.

خندوانه می کوشد به موسیقی رپ فارسی آبرو ببخشد، رامبد جوان در عین بهره گیری از این سبک پرطرفدار در میان جوانان ایرانی برای خلق جذابیت، به خوانندگان زیر زمینی می آموزد که می توان رکیک و سخیف نبود. بین جامعه مبادی آداب ما با موسیقی رپ دیوار بلندی از بی اعتمادی وجود دارد که بدون تردید محصول راه غلطی است که نسل اول خوانندگان رپ پیموده اند، خندوانه می کوشد این دیوار را از بین ببرد. اگر در روزگاری نه چندان دور رپ فارسی از وزارت فرهنگ و ارشاد مجوز بگیرد، قطعا مدیون خندوانه است. در عین حال موسیقی رپی که رامبد جوان به کار می گیرد، هرگز مخاطبان متدین را فراری نمی دهد.

احترام به ملت ایران، اصل خدشه ناپذیر خندوانه است. در این برنامه همه با هم به احترام ملت می ایستند. هنرمند، ورزشکار، نخبه، سیاستمدار و هر کسی که پایش به خندوانه باز می شود، احترام، تواضع و خاکساری در پیشگاه ملت را به نمایش می گذارد و در غیر این صورت با تنزل جایگاه مواجه می شود. در عین حال رامبد جوان با مردم تعارف ندارد. در خندوانه، هندوانه زیر بقل مردم گذاشته نمی شود، خندوانه همه ایرادات ریز و درشت ایرانیان را به نقد می کشد؛ از بوی عرق پیچیده در قطارهای مترو و خشونت افسارگسیخته در شبکه های اجتماعی گرفته تا گالیور منشی ایرانیان. خندوانه خود شورشی است هنرمندانه علیه منفی بافی و ناامیدی رسوب کرده در لایه های گوناگون اجتماعی و حاکمیتی. خندوانه به مردم می آموزد در دورهمی های خانوادگی به جای غیبت و سخن چینی و خاله زنک بازی (و نیز عمو مردک بازی!) می توانند دارت پرتاب کنند و بازی و مسابقه دسته جمعی را تجربه کنند.

مسئولیت پذیری اجتماعی در خندوانه موج می زند، کودکان کار، ایتام، بیماران خاص، دانش آموزان بدون نوشت افزار و … همگی در خندوانه سهم دارند. خندوانه صریحا به ایرانیان گوشزد می کند که تخریب محیط زیست، آزار حیوانات و هدر دادن آب و منابع طبیعی، به جز خودکشی دسته جمعی معنایی ندارد. حتی ترویج آبیاری قطره ای به جای سنت غلط آبیاری غرقابی فراموش نمی شود. خندوانه به چهار گوشه ایران سفر می کند و در تهران زمینگر نیست.

همچنین بخوانید:   کسب و کار در بازی پوکمون گو

در ساحت فرم نیز بیست های زیادی برای خندوانه باید در نظر گرفت. کارگردانی دقیق، برش های متعدد، طولانی نبودن گفت و گوها، حضور تماشاگران و جنب و جوش مجری و مهمانان کاری کرده است که برنامه ضبط شده خندوانه عملا به یک برنامه زنده و مستقیم تبدیل شود.

خندوانه در بهره گیری از انیمیشن، موسیقی و میان برنامه یک دهه از بهترین برنامه های صدا و سیما جلوتر است.

مجری خندوانه بر خلاف بسیاری از مجریان صدا و سیما به هیچ وجه دچار ضعف شخصیت نیست و از حقارت درونی رنج نمی برد، اظهار فضل نمی کند و انا رجل نمی گوید، رامبد جوان پررو نیست، در برابر مهمان و مردم درشتی نمی کند. فرشته جونده مطلقا پوزخند نمی زند و متلک نمی اندازد.

شخصیت های خندوانه (نیما شعبان نژاد و جناب خان) به درستی و به طرز هوشمندانه ای در تضاد با رامبد جوان شکل گرفته اند. جناب خان اگرچه یک آبادانی است اما هیچ آبادانی از خندیدن مردم به او احساس توهین نمی کند.

به کار گیری عوامل فوق موجب شده است تا خندوانه بتواند لایه های گوناگون اجتماعی و سلایق متضاد را ساعت ۲۳ هر شب به انجام یک عمل واحد وادار کند؛ خندیدن پای شبکه نسیم.

تفاوت خندوانه با برنامه ۹۰

خندوانه و ۹۰ اگرچه در ردیف پر مخاطب ترین برنامه های تلویزیون ایران قرار دارند اما تفاوت های جدی و ماهوی نیز دارند. تفاوت خندوانه و ۹۰ را باید در تفاوت بین رامبد جوان و عادل فردوسی پور جست و جو کرد.

رامبد جوان برخلاف عادل فردوسی پور با هیچ یک از افراد جامعه هدف خود مشکل شخصی ندارد یا اگر دارد در برنامه بروز نمی دهد، فلذا نیازی به پوزخند زدن و متلک پرانی نیست. صمیمیت او با هنرمندان و ادای احترام او به هم صنفانش اصلی ترین عامل و سرمایه شکل گرفتن رقابت خنداننده برتر است، بزرگترین کمدین ها و نویسنده های طنز با اعتماد به رامبد جوان ریسک رقابت و دوئل طنز را به جان می خرند. اکبر عبدی به عنوان شاخص ترین بازیگر پیشکسوت طنز حامی جدی رامبد جوان و از جمله اجرا کنندگان ایستاده با طنز در خندوانه است و چهره ای چون بهروز بقایی برای او میان برنامه ضبط می کند. در مقابل برنامه ۹۰ بارها و بارها به صحنه تسویه حساب شخصی عادل فردوسی پور با مربیان، بازیکنان، مدیران و بدتر از همه پیشکسوتان فوتبال تبدیل شده است.

رامبد جوان هر اندازه در خدمت وحدت جامعه هنری گام بر می دارد، در مقابل عادل فردوسی پور خود عامل اصلی تفرقه و در برابر هم قرار دادن اهالی فوتبال است. رامبد جوان از قضاوت درباره سخن و منش مهمان دوری و آن را به مخاطب محول می کند، در مقابل فردوسی پور اصرار به قضاوت شخصی و علنی کردن آن دارد.

همچنین بخوانید:   سؤالات مدیرعامل بانک مسکن از دولت

رویکرد رامبد جوان کاملا مساله محور است. مساله رامبد جوان به چالش کشیدن فضای ناامیدی، خلق نشاط و خنداندن مردم و شاید آموختن تواضع به چهره های مشهور جامعه و یادآورای دین آن ها به مردم است. او کاری می کند که سوپر استاری چون امین حیایی روی صحنه سینه خیز برود تا مردم ایران شاد شوند و ساعتی بخندند. خندوانه در کوتاه مدت توانسته برای مسائلی که برای خود تعریف کرده، چاره اندیشی کند و اثرگذاری ملموسی در رفع آن ها بر جای گذارد.

رامبد جوان مردم را وادار می کند به زشتی های خودشان پوزخند بزنند و برای حلشان چاره ای بیاندیشند، فردوسی پور اما ناهنجاری ها را نشان می دهد تا جذابیت کاذب بیافریند و در نهایت آن ها را حل نشده رها می کند. با گذشت ۱۵ سال از پخش برنامه ۹۰، مشکلات فوتبال ایران نه تنها رفع نشده که تشدید شده است. باید پرسید مساله عادل فردوسی در فوتبال ایران چه بود و بعد از ۱۵ سال این مسائل چه وضعیتی پیدا کرده اند؟ روشن است که قرار نیست همه معضلات فوتبال توسط یک برنامه تلویونی حل و فصل شود و این مساله خارج از ظرفیت های ۹۰ است، اساسا عوامل گوناگون فوتبالی و غیر فوتبالی در وضعیت امروز این ورزش پرطرفدار دخیل و محل اثر است. با این وجود سهم برنامه ۹۰ در قبال این مسائل چه بوده و آیا این برنامه توانسته است سهم خود را ادا کند؟ لااقل در مساله اخلاق و احترام به پیشکسوتان و وحدت جامعه ورزشی که هیچ عاملی در آن به اندازه برنامه ۹۰ و عادل فردوسی قدرت مانور ندارد، عملکرد برنامه ۱۵ ساله شبکه سوم سیما چگونه بوده است؟ آیا فردوسی پور می تواند از حل یک معضل فوتبالی توسط این برنامه بعد از ۱۵ سال سخن بگوید؟

نحوه برخورد با سیاست نیز یکی دیگر از تفاوت های رامبد جوان با عادل فردوسی پور است. طبیعتا هر چیزی که توجه مردم را جلب کند از دایره طمع گروه های سیاسی بیرون نمی ماند. در خندوانه هرگز ردپایی از هیچ گرایش سیاسی دیده نمی شود. همانقدر که اکبر عبدی و جناب خان حق به چالش کشیدن کلید حسن روحانی را دارند، شقایق دهقان نیز می تواند به دفاع از دیپلماسی ظریف بپردازد. رامبد جوان با دریافت درست از فضای سیاسی ایران و شناخت دو جریان واقعی سیاسی کشور، ابراز امیدواری می کند تا محمود احمدی نژاد و حسن روحانی روزی در خندوانه حضور پیدا کنند. در مقابل گرایش سیاسی عادل فردوسی پور همواره توی ذوق بخش مهمی از مخاطبان برنامه ۹۰ زده است. برای عادل فردوسی پور کاملا تفاوت می کند که بی تدبیری در فوتبال از ناحیه فردی مانند محمد عباسی بروز پیدا کرده باشد یا محمود گودرزی. رویکرد دوگانه او در برخورد با افتضاح خصوصی سازی دو باشگاه پرطرفدار پایتخت می تواند ضرب المثل سیاسی کاری در ورزش باشد.
انتهای پیام/دولت بهار