02177946669 | 09109200500 info@damaavand.com

ظهور موج جدیدی از سیاست‌های حمایت گرایانه در اقتصاد بین‌الملل به بحث روز اقتصاددانان تبدیل‌شده است. جنگ ارزی، حمایت‌های تعرفه‌ای، دامپینگ قیمتی و ارزی، حمایت بانکی و قانون‌گذاری جانب‌دارانه به سود تولیدکننده داخل در همه کشورهای صنعتی دنبال می‌شود. استفاده از دیوارهای شیشه‌ای بر سر راه رسیدن مصرف‌کننده داخلی به کالای خارجی بافرهنگ‌سازی؛ که ژاپنی‌های به استاد مسلم آن تبدیل‌شده و کشورهایی مانند کره جنوبی هم از آن‌ها تقلید کرده‌اند؛ ابزار قدرتمندی برای کمک به تولید داخل است.

برآوردهای بانک جهانی نشان می‌دهد که کشورهای چین و هند بالاترین درجه از حمایت گرایی را در سال‌های اخیر پیاده کرده‌اند و به دلیل اتخاذ این سیاست راهبردی در دهه‌های اخیر رشد بسیار بالایی را تجربه کرده‌اند. کشورهای روسیه، آرژانتین و برزیل هم سیاستی حمایت گرایانه دارند. در بین کشورهای صنعتی کشوری را نمی‌توان یافت که با سیاست‌گذاری از تولید داخل حمایت نکند.

درحالی‌که در کشوری مثل ایران به کشاورزان تنها ۰.۵ درصد یارانه پرداخت می‌شود، این رقم برای کشاورزان آمریکایی بیش از ۵۰ درصد است که عملاً به آن‌ها قدرت رقابت زیادی می‌دهد و می‌توانند رقبا را از میدان به درکرده و بازارهای دنیا را به تسخیر درآورند.

بزینس اینسایدر (http://www.businessinsider.com) در سال ۲۰۱۵ در مقاله‌ای نوشت که شاید فکر کنید این ژاپن، چین و یا هند هستند که بزرگ‌ترین ممانعت‌ها از تجارت آزاد را با حمایت‌های غیرتعرفه‌ای می‌کنند، اما حدس شما اشتباه است. این آمریکاست که با حمایت‌های غیرتعرفه‌ای بیشترین حمایت را از صنایع و کشاورزی آمریکایی و بالطبع از نیروی کار آمریکایی انجام می‌دهد.

نمودار زیر نشان می‌دهد که اقتصادهای موفق دنیا به برکت سیاست‌های حمایتی سنگین از صنایع داخلی توانسته‌اند رشد خود را حفظ کرده و هر یک در صنایعی چند دارای مزیت شوند.

همچنین بخوانید:  کارنسی‌وار؛ مؤثرترین مدل جنگ

به ترتیب بیشتری درجه حمایت گرایی را نشان می‌دهد.

 

چنانکه نشان داده‌شده است نوع حمایت گرایی را به اجزای ریز می‌توان دید که به‌خوبی نشان می‌دهد که حمایت از تولید یک مجموعه سیاست‌گذاری است که آن را نمی‌توان در یک یا دو متغیر خلاصه کرد. علیرغم مطالبه جدی مردم و رهبری انقلاب برای کمک به تولید، هنوز یک تقلید ساده از اقتصادهای مدرن نشده و بدتر از آن برخی مقام‌ها از لزوم رها کردن سیاست حمایتی (اگر اساساً چنین سیاستی وجود داشته باشد که ندارد) سخن می‌گویند.

مقام معظم رهبری در سال ۹۴ به اهمیت حمایت از صنایع داخلی پرداخته و از اصطلاح لزوم لگد نزدن به کارگر ایرانی استفاده کردند. ایشان فرمودند: «مصلحت کشور، مصرف تولید داخلی است، کمک به کارگر ایرانی است. بعضی‌ها هستند حتّی حاضرند به نفع کارگر هم شعار بدهند، رگ گردن را هم درشت کنند و شعار بدهند، امّا در عمل به کارگر ایرانی لگد بزنند. لگدزدن به کارگر ایرانی این است که انسان جنس مصنوع این کارگر را مورداستفاده قرار ندهد و برود مشابه این را از خارج بگیرد؛ گاهی هم به قیمت‌های گران‌تر! ما در برخی از صنایع در کشورمان جزو پیشروان دنیاییم، [امّا] در همان چیزها، می‌روند از بیرون چیزهایی را برمی‌دارند و به داخل می‌آورند؛ و این وظیفه‌ی همه است؛ ازجمله وظیفه‌ی دولت.»(۹ اردیبهشت در جمع کارگران)

به گزارش تسنیم، مجموعه سیاست‌های حمایتی نیاز به نقش‌آفرینی قوه مجربه و حمایت قوه مقننه دارد تا در حوزه‌های اجرایی و قانون‌گذاری؛ سیاست‌گذاری مبتنی بر کار کارشناسی دقیق که مستلزم شناخت اقتصاد جهانی است، انجام شود. ضمن اینکه دستگاه قضایی با بالا بردن هزینه تخلف از قانون باید در فرهنگ‌سازی حمایت از کالای ایرانی بکوشد.

همچنین بخوانید:  رتبه شرکت های پر فروش ایران

نظام نظارتی ناقص که توان تشخیص کالای قانونی از قاچاق را ندارد، تعرفه‌های پایین‌بر مصنوعات ساده که به‌راحتی در داخل قابل‌تولید است، نظام بانکی علیه تولید، عدم وجود آمایش سرزمین، فرهنگ خرید کالای خارجی و بروکراسی ضد تولید ابزارهایی هستند که با آن‌ها به کارگر ایرانی لگد زده می‌شود و نتیجه ساده این لگدپرانی بیکاری کارگران و فقیر شدن خانواده‌ها است.

انتهای خبر/